*دو شب پیش برای ما یه چیزی شبیه معجزه اتفاق افتاد.خیلی عجیب بود.ما با تمام وجودمون بزرگی خدا رو حس کردیم.فکر کنید شما بشینید یه چیزایی به خدا بگید از ته دلتون و تا ده دقیقه بعد...چیز زیادی نمی شه گفت ولی خدا نشون داد فقط اونه که می دونه قراره برای بنده هاش چه اتفاقی بیفته.دونه دونه چیزایی که ازش خواستیم درست به فاصله یک کوچه اونطرف تر اتفاق افتاد اون هم اتفاقی که ممکنه(تازه ممکنه) یک بار در سال بیفته...
*یه کسی رو می شناسیم که خیلی پول در میاره. امروز شنیدیم توی یه فاصله زمانی کوتاه کلی ضرر کرده. خونشو دزد زده و همه وسایل گرونقیمتشو برده،در یک حادثه دیگه ماشینشو دزد برده. و چند تا موضوع دیگه که حدود ۷۰ میلیون ضرر کرده. دلتون نسوزه... ما متعجبیم به خاطر اینکه می دونیم اون از چه راههایی پول در میاورد. همه هم می گفتن خیلی زرنگه! اما جالبه بدونین که بیشترین ضرراش سر کارای احمقانه بوده. ... و آدم همیشه میتونه دلگرم باشه که خدا وجود داره و حواسش دقیقا به همه چیز هست. تا قبل از امروز همیشه فکر می کردیم فرق ما با این آدم چیه که این جور راحت پول در میاره.
باور کنین امروز حال عجیبی داریم وقتی این همه اتفاق بد که براش افتاده شنیدیم. از قدیم گفتن{ خدا جای حق نشسته...} ما نه مذهبی هستیم نه خرافاتی و نه هیچ چیز دیگه! فقط به همه اتفاقا با دقت نگاه می کنیم. اتفاقای دنیا زبون خدا هستن. مگه نه؟
اگه آدم از همه چیز خسته شده باشه باید چی کار کنه؟ تو که خودت همه چیزو می یاری و میبری ، می سازی و خراب می کنی... چرا به آدم نمی گی اگه دیگه طاقت هیچی رو نداشت باید چیکار کنه؟
مگه آدم چقدر ظرفیت داره؟ خدایا دلمون داره می ترکه. یه کاری کن. یه کاری کن. از تنهایی ، از غم، از افسردگی...
حتی از شدت بغض نمی تونیم به راحتی نفس بکشیم. آره باز هم از همون روزاست که فقط خودت حالمونو می فهمی.
خدایا به کی، به کجا پناه ببریم. به فرض هم که چند تا آدم دور و برمون پیدا کنیم، کی حال ما رو می فهمه. آخه چرا چرا چرا؟ از این وضع لعنتی خسته شدیم. از این تنهایی وحشتناک، از این سرنوشت لعنتی. از این چشمای همیشه پر از اشک. چرا باید با هر غمی بغضمون بترکه؟
انقد الکی خندیدیم و به روی خودمون نیاوردیم که همه فکر کردن ما خوشیم. ولی بسه دیگه . به خدا تحملمون تموم شده. خدایا حتی کسی رو نداریم که باهاش درددل کنیم ، حرف بزنیم. آخه این انصافه؟
خدای مهربون که همیشه با نهایت عشق و اعتقاد تو رو پرستیدیم ، کم آوردیم. باور کن...